ستاره آبی
22 شهریور 1401 توسط العبد
- رمان امنیتی ستاره آبی - - قسمت پانزدهم - مات و مبهوت به سفیدی دندانهای مرتبش نگاه میکنم که از بین سرخی لبهایش حسابی به چشم میآید. خندهاش که تمام میشود، خودش را روی صندلی جا به جا میکند و میگوید: -پیمان فکر نمیکنم تو آدم مذهبی و افراطی باشی،… بیشتر »