علوی

  • خانه 
  • رمان های امنیتی  

ستاره آبی 

11 شهریور 1401 توسط العبد
- رمان امنیتی ستاره آبی - - قسمت پنجم - 《پیمان》 ساغر ریموتی که در دست دارد را فشار می‌دهد تا درب باز شود. درون ویلا یک خط صاف است که دست کم ده دوازده ماشین را می‌تواند درون خودش جا دهد. دور و اطراف پر از درخت‌های مختلفی است که در این فصل سال شبیه… بیشتر »
 نظر دهید »

ستاره آبی 

11 شهریور 1401 توسط العبد
​- رمان امنیتی ستاره آبی - - قسمت چهارم - گیج می‌شوم.  خانمی که تا به حال ایستاده بود، با اشاره‌ی چشم آن مامور مرد به سمتم می‌آید و دستم را می‌گیرد. سعی نمی‌کنم مقاومت کنم، یعنی نمی‌توانم… با شنیدن آن حرف‌ها دنیا روی سرم خراب شده است.… بیشتر »
 نظر دهید »

ستاره آبی 

11 شهریور 1401 توسط العبد
​- رمان امنیتی ستاره آبی - - قسمت سوم - اشک در چشم‌هایم حلقه می‌زند و ملتمسانه به زنی که منتظر ایستاده تا همراهش بروم، نگاه می‌کنم. می‌گوید: -لطفا بلند شید خانم. می‌نالم: -چرا نمی‌خوای چشم‌هام رو ببندی؟ قراره اعدامم کنید؟ من که باهاتون همکاری… بیشتر »
 نظر دهید »
شهریور 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30 31  

علوی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس