ستاره آبی
09 مهر 1401 توسط العبد
- رمان امنیتی ستاره آبی - قسمت نود از کدهایی که میدهد متوجه میشوم راه سختی برای رسیدن به پشتبام آن خانه قدیمی لعنتی درپیش دارد دستی به بازوی کمیل میکوبم و میگویم: - بریم بزرگوار. کمیل من را در آغوش میگیرد و پیشانیام را میبوسد سپس با دستانی لرزان… بیشتر »