علوی

  • خانه 
  • رمان های امنیتی  

هادی فِرز 

22 مهر 1401 توسط العبد
​بسم الله الرحمن الرحیم 🔸🔸 هادی فِرز 🔸🔸 ✍️ محمد رضا حدادپور جهرم «قسمت دهم» هادی میدونست که حتی اگر عکسش همه جا پخش نشده باشه، اما حتما گزارش سرقت سمندی که زیر پاش هست به راهور دادند. به خاطر همین دید ماشین پلیسی که دنبالشه، ماشین پلیس راهور هست. همین… بیشتر »
 نظر دهید »

هادی فِرز 

22 مهر 1401 توسط العبد
​به محض اینکه عبدی اینو گفت، صدایی از پشت خط اومد که یکی با فریاد به اون یکی گفت: «این داره راپورت میده. میخواد هادی فرز فرار کنه. نامرد مگه قرار نشد بکشونیش اینجا؟ مگه قرار نشد …» که هادی فهمید عبدی دستگیر شده و فورا گوشیش خاموش کرد. خیلی اعصابش… بیشتر »
 نظر دهید »

هادی فِرز 

22 مهر 1401 توسط العبد
​بسم الله الرحمن الرحیم 🔸🔸 هادی فِرز 🔸🔸 ✍️ محمد رضا حدادپور جهرمی «قسمت نهم» رفت سراغ کمد لباسش. یه ساک ورزشی کوچیک برداشت و شروع کرد یه مشت خنزر پنزر برداشتن. تند تند نفس میکشید و هر از گاهی برمیگشت و به صورت مثل ماهِ آبجی مرضیه که یه گوشه خوابیده بود،… بیشتر »
 نظر دهید »

هادی فِرز 

22 مهر 1401 توسط العبد
​اینو که گفت، هادی دید موتی اومده پشت خط! همون لحظه همه عالم و دنیا ریخته بودند سرِ هادی. هادی به نظر گفت: دیگه زنگ نزن. هر کاری داری واتساپ! گوشیو قطع کرد و رفت رو خط موتی. گفت: تو دیگه چه مرگته موتی؟ موتی که انگار عزرائیل رو سینه اش نشسته بود با وحشت… بیشتر »
 نظر دهید »

هادی فِرز 

22 مهر 1401 توسط العبد
​هادی هم سرش به طرف در آورد و گفت: جونم آبجی گل! مرضیه در را باز کرد. وقتی درِ خونه جلوی صورت هادی باز شد، انگار درِ باغ بهشت روش باز شده بود. از بس خنکایی از مهر مرضیه و خونه به جانش رسید. دید مرضیه موهاش شونه کرده و یه کیلیپس صورتی خوشکل گذاشته گوشه… بیشتر »
 نظر دهید »
مهر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            

علوی

جستجو

موضوعات

  • همه
  • بدون موضوع

فیدهای XML

  • RSS 2.0: مطالب, نظرات
  • Atom: مطالب, نظرات
  • RDF: مطالب, نظرات
  • RSS 0.92: مطالب, نظرات
  • _sitemap: مطالب, نظرات
RSS چیست؟
  • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
  • تماس